کژال
Tuesday, September 20, 2011
خواب
مادربزرگم دیشب هم به خوابم آمد. این بار مثل همیشه مهربان. صدایم زد. در آغوشم گرفت و یکدیگر را غرق بوسه کردیم. بوسیدمش و اشک ریختم تا وقتی که از خواب بلند شدم. حالم بهتر است.
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment