Tuesday, September 20, 2011

خواب

مادربزرگم دیشب هم به خوابم آمد. این بار مثل همیشه مهربان. صدایم زد. در آغوشم گرفت و یکدیگر را غرق بوسه کردیم. بوسیدمش و اشک ریختم تا وقتی که از خواب بلند شدم. حالم بهتر است.

No comments:

Post a Comment